چند درجه به چه ور بچرخاندش. کجا بگذاردش، کجا ببردش اصلا. آدم به یک جا می رسد که یکهو دیگر نمیداند!
ولی در عوض می تواند هر وقت دوست داشت، نباشد. یعنی الان تا عصر، نباشد. یکهو عصر باز بیاید، تا فردا شب باشد، تا یک ماه دیگر نباشد کلا. آدم باید دارای این حق باشد ولی نیست. آدم متاسفانه همیشه هست.
یعنی همین ده دقیقه پیش
یه راننده اتوبوسی تو این شهر پیدا شد
که وقتی دید کارتِ اتوبوس مو باد برد و گفت:
آخی باد بردش؟ نمی خواد پول بدی.

